به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی که هر ساله در ۱۰ سپتامبر (برابر با ۱۹ شهریور ماه) گرامی داشته میشود، در این گفتگو با دکتر حمید دانایی، روانپزشک و مدیر گروه سلامت روان دانشگاه ، به بررسی یکی از پیچیدهترین چالشهای بشری میپردازیم: رنج روانی در این مصاحبه تلاش میکنیم بفهمیم این رنج دقیقاً چیست، چرا باید آن را جدی گرفت و چگونه میتوانیم با شناسایی نشانههای آن، از وقوع تراژدیهای جبرانناپذیر پیشگیری کنیم.
وقتی صحبت از «رنج روانی» میشود، دقیقاً با چه چیزی روبرو هستیم؟ تفاوت این رنج با غم و اندوههای عادی زندگی در چیست؟
این سوال بسیار کلیدی است. در زندگی، همه ما با غم، شکست یا از دست دادن مواجه میشویم؛ اینها بخشی از طبیعت انسان هستند. اما رنج روانی زمانی شروع میشود که این احساسات از حالت گذرا خارج شده و به یک وضعیت ماندگار و فلجکننده تبدیل شوند. در واقع، رنج روانی زمانی رخ میدهد که فشار عاطفی و ذهنی از تواناییهای تطبیقی و مقابلهای فرد فراتر میرود. فرد در این حالت احساس میکند در یک تونل تاریک گیر افتاده که هیچ راه خروجی ندارد. این همان جایی است که رنج از یک احساس به یک بحران تبدیل میشود.
با توجه به اینکه تمرکز امروز ما بر پیشگیری از خودکشی است، چطور میتوانیم بفهمیم کسی که در اطراف ماست، درگیر چنین رنج عمیقی شده؟
نکته اصلی اینجاست که رنج روانی اغلب در سکوت رشد میکند. فرد ممکن است ظاهر عادی خود را حفظ کند، اما نشانههایی وجود دارد که نباید نادیده گرفت؛ تغییرات ناگهانی در خواب یا اشتها، انزوای اجتماعی، از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلاً دوست داشت، و یا حتی صحبتهای گذرا مثل «دیگر خستهام» یا «اوضاع بهتر نمیشود». مهمترین زنگ خطر، احساس ناامیدی مطلق است. ما باید یاد بگیریم که رنج روانی را به اندازه دردهای جسمی جدی بگیریم. اگر کسی پای شکسته را جدی میگیریم، چرا وقتی روح کسی در حال دریدن است، سکوت میکنیم؟
چرا فکر میکنید برخورد با این موضوع هنوز برای جامعه یا حتی خودِ افراد دشوار است؟
به دلیل وجود «انگ» یا همان استیگما (Stigma). هنوز هم بسیاری از افراد میترسند که اگر بگویند «حالم روانی خوب نیست»، ضعیف به نظر برسند یا مورد قضاوت قرار بگیرند. اما واقعیت این است که سلامت روان، زیربنای اصلی سلامت کل بدن و توانایی ما برای ادامه زندگی است. پیشگیری از خودکشی، یعنی ما باید یاد بگیریم که گفتگو درباره رنجها را عادی کنیم. باید به افراد اطرافیانمان نشان دهیم که شنیدنِ درد آنها، باعث قضاوت ما نمیشود، بلکه باعث حمایت ما میشود.
اگر کسی همین حالا در حال خواندن این متن باشد و احساس کند درگیر رنجی است که از کنترلش خارج شده، اولین قدم عملی که باید بردارد چیست؟
اولین قدم، «شکستن سکوت» است. حتی اگر فکر میکنید شرایط خیلی بد است، صحبت کردن را شروع کنید. با یک دوست، یک عضو خانواده یا یک متخصص. و حتماً به دنبال کمک تخصصی باشید. مراجعه به روانپزشک یا روانشناس، نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانهی هوشمندی و قدرت شما برای حفظ زندگیتان است. در لحظات بحرانی هم، کمکهای فوری مثل اورژانس اجتماعی (۱۲۳) همیشه در دسترس هستند.
